ميرزا حسن حسينى فسايى

772

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

فرموده ، از محال كوه سفيد « 1 » گذشته تا منزل شاهكوه « 2 » ، عنان نكشيد و در آن منزل بعضى از بزرگان يموت و گوكلان حاضر درگاه گشته ، مورد عنايت شدند و موكب و الا ، بعد از چندين منزل از كنار آب گرگان « 3 » گذشته ، در نزديكى گنبد قابوس ، ميان قبايل گوكلان نزول اجلال فرمود و بزرگان آنها ، سيورسات و علوفه اردو را بر پشت اسبهاى سوارى خود گذاشته ، به لشكرگاه مىبردند و به رضاى خاطر پانصد نفر به رسم گروگان سپردند ، پس رايت منصور شاهى به جانب قبيله يموت افراشته گشت و به جانب بىبى شروان « 4 » كه از بناهاى حضرت قابوس وشمگير پادشاه گرگان است رفتند و قبيله يموت فرار كرده ، اموال و مواشى آنها ، عايد سپاه ظفرپناه گرديد و پادشاه غازى ، عزم مراجعت فرموده ، به جانب طهران ، نهضت نمود و منشور ايالت مملكت فارس را به نام نامى نواب فريدون ميرزا ، برادر كهتر اعليحضرت شاهنشاهى نگاشتند و او را به لقب فرمانفرمائى سرافراز داشتند و نواب فيروز ميرزا حكمران فارس ، مأمور به حكومت كرمان گرديد « 5 » و جناب ميرزا محمد تقى قوام الدوله به وزارت باقى بماند و نواب فريدون ميرزا فرمانفرما « 6 » ، در ماه شعبان اين سال : [ 1252 ] وارد شيراز گرديد و با تمامى فارسيان مهربانى فرمود و چون ميرزا احمد خان صندوقدار در مزاج فرمانفرما رسوخى تمام داشت ، مداخله در كار وزارت مىنمود و قوام الدوله رنجيده‌خاطر گشته ، از وزارت استعفا نمود و از دار الخلافه ميرزا جعفر مستوفى سوادكوهى به وزارت فارس مأمور گشته ، از طهران وارد شيراز گرديده ، در كار وزارت مداخلتى نتوانست نمود و ميرزا احمد خان حكومت فسا و داراب و نيريز و اصطهبانات را به ميرزا ابراهيم تبريزى كه از همراهان او بود واگذاشت و چون سالى گذشت و آقا ميرزا محمد فسائى از پيشگاه اعليحضرت شهريارى عود به شيراز نمود تمام بلوكات جمعى ميرزا احمد خان را حضرت فرمانفرما به آقا ميرزا محمد واگذاشت . و در ماه ذىقعده اين سال : [ 1252 ] نصير خان لارى ، بيگلربيگى لارستان و ميرزا - منصور خان بهبهانى والى كوه‌گيلويه و بهبهان ، وارد شيراز گشته ، هريك مورد عنايت شده ، بعد از چند ماهى با نيل مقصود عود به مقر حكومت خود نمودند . و عيد نوروز سنه تخاقوىئيل در شب سيزدهم ماه ذىحجه اين سال [ 1252 ] « 7 » : واقع گرديد و چون شاهنشاه كامگار ، محمد شاه قاجار جشن نوروزى را بپرداخت براى تسخير هرات عازم و جازم گرديد و فرمان احضار سپاه ظفرپناه ممالك محروسه صادر گرديد . [ و ] در روز چهاردهم ماه صفر سال 1253 « 8 » اعليحضرت شاهنشاهى از شهر طهران به باغ نگارستان « 9 » نزول اجلال فرمود و به اندك زمانى هشتاد هزار نفر سوار و سرباز و هشتاد

--> ( 1 ) . واقع در 9 ميلى غرب دامغان . ( 2 ) . واقع در 25 ميلى شمال دامغان . ( 3 ) . مقصود گرگان‌رود است كه از جبال آلاداغ و حدود بجنورد سرچشمه گرفته و از كوهها و صحراى كوكلان و شهر قديم گرگان و دشت تركمن مىگذرد . ( 4 ) . واقع در 16 ميلى غرب گنبد قابوس . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 183 . ( 5 ) . ر ك : حقايق الاخبار ، ص 25 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 183 و 187 . ( 7 ) . برابر با 21 مارس 1837 : ( در ساعت چهار و ربع از شب گذشته در روز سه‌شنبه سيزدهم ذى الحجه ) ناسخ - التواريخ ، ج 2 ، ص 248 . ( 8 ) . برابر با 20 مه 1837 . ( 9 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 249 ، روضة الصفا ، ج 10 ، ص 191 .